السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
51
تفسير الميزان ( فارسي )
و در كتاب فقيه به سند خود از مسعدة بن صدقه از امام باقر از پدرش ( عليهما السلام ) روايت آورده كه فرمود : بر يهود و نصارا و بر مجوس سلام ندهيد ، و همچنين بر بتپرستان و بر كسانى كه كنار سفره شراب نشستهاند . و بر كسى كه مشغول بازى شطرنج و نرد است ، و بر مخنث ( كسى كه مردان را به خود مىكشد ) و بر شاعرى كه نسبتهاى ناروا به زنان پاكدامن مىدهد و بر نمازگزار سلام ندهيد ، چون نمازگزار نمىتواند جواب شما را رد كند . آرى سلام دادن براى شما مستحبّ است ولى رد آن براى شنونده واجب است و نيز به ربا خوار و به كسى كه در حال ادرار كردن است و به كسى كه در حمام است ، و نيز بر فاسقى كه فسق خود را علنى مىكند سلام ندهيد . « 1 » مؤلف : روايات در معانى گذشته بسيار است و احاطه به بيانى كه ما درباره تحيت آورديم معناى روايات را روشن مىسازد . پس كلمه « سلام » تحيتى است كه گسترش صلح و سلامت و امنيت در بين دو نفر كه به هم برمىخورند را اعلام مىدارد ، البته صلح و امنيتى كه نسبت به دو طرف مساوى و برابر است و چون تحيتهاى جاهليت قديم و جديد علامت تذلل و خوارى زير دست نسبت به ما فوق نيست . و اگر در روايات فرمودند كه كوچكترها به بزرگترها سلام كنند ، يا عده كم به عده زياد يا يك نفر به چند نفر ، منافاتى با اين مساوات ندارد ، بلكه خواستهاند با اين دستور خود حقوق رعايت شده باشد و بفهمانند كه حتى در سلام كردن نيز حقوق را رعايت كنيد . آرى اسلام هرگز حاضر نيست به امت خود دستورى دهد كه لازمه اش لغو شدن حقوق و بىاعتبار شدن فضايل و مزايا باشد ، بلكه به كسانى كه فضيلتى را ندارند ، دستور مىدهد فضيلت صاحبان فضل را رعايت نموده ، حق هر صاحب حقى را بدهند ، بله به صاحب فضل اجازه نمىدهد كه به فضل خود عجب بورزد ، و به خاطر اينكه ، مثلا پدر و يا مادر است و يا عالم و معلم است و يا سن و سال بيشترى دارد نسبت به فرزندان و مريدان و شاگردان و كوچكتران تكبر ورزيده ، خود را طلبكار احترام آنان بداند و بدون جهت به مردم ستم كند و با اين رفتار خود توازن بين اطراف مجتمع را بر هم زند . و اما اينكه از سلام كردن بر بعضى افراد نهى كردهاند ، اين نهى ، فرع و شاخه اى است از نهى واردى كه از دوستى و ركون به آن افراد نهى نموده ، از آن جمله فرموده :
--> ( 1 ) من لا يحضره الفقيه .